سه شنبه 22 ارديبهشت 1405 - 14:07
کد مطلب : 10246
ایران تلکس: در حالی که کانون توجه رسانه‌های غربی بر تنش‌های مقطعی و تقابل‌های نظامی متمرکز شده است، واقعیتی بنیادین در اعماق معادلات ژئوپولیتیک در حال شکل‌گیری است: «نظم جدید ایرانی». این نظم، نه یک ادعای سیاسی، بلکه نتیجه‌ی حاکمیت مطلق بر گلوگاه‌های راهبردی جهان است که ابزارهای سنتی قدرت غرب را به بن‌بست کشانده و واشینگتن را با واقعیتی گریزناپذیر روبرو کرده است؛ اینکه از این پس، ثبات جهانی در گرو به رسمیت شناختن اراده تهران است.
نظم جدید ایرانی با حاکمیت بر تنگه هرمز
امروز ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با پیچیده‌ترین جابجایی قدرت در منطقه و جهان روبرو هستند. تحلیلگران واقع‌بین به خوبی می‌دانند که هرگونه اقدام نظامی یا ترک منطقه توسط آمریکا، با هر برچسبی از جمله پیروزی یا حملات محدود، اگر منجر به بازپس‌گیری تسلط بر تنگه استراتژیک هرمز نشود، از نظر راهبردی فاقد ارزش نهایی است.

آنان که به آینده جهان در دهه پیش‌رو می‌نگرند، می‌دانند که حتی در فرض محالِ آسیب به توانمندی‌های داخلی ایران، خطر بزرگتر یعنی «انسداد قطعی رگ‌های حیاتی اقتصاد غرب» پیش روی دولت‌های غربی و به ویژه دونالد ترامپ است. اکنون ثابت شده که ماجرا فراتر از اعداد و ارقام کلاسیکِ عبور نفت و اقلام شیمیایی است.

ستون فقرات نظم جدید ایرانی بر پیوند طبیعی دو نقطه طلایی روی نقشه جهان استوار است. تسلط و حاکمیت بر تنگه هرمز، در کنار هم‌پیمانی راهبردی با حاکمان مطلق باب‌المندب یعنی انصارالله یمن، نتیجه‌ای حیرت‌آور به همراه داشته است.

این هم‌افزایی، ایران را به لنگرگاه تعیین‌کننده در اقتصاد سیاسی جهان تبدیل کرده است. در این دکترین، قدرت دیگر تنها در کلاهک‌های جنگی تعریف نمی‌شود؛ بلکه در توانایی مدیریتِ «دسترسی جهانی» نهفته است. نفوذ ایران اکنون به لایه‌های زیرین دریا نیز سرایت کرده؛ جایی که کابل‌های ارتباطی و فیبرهای نوری، ستون فقرات اینترنت و اقتصاد دیجیتال شرق و غرب را به هم متصل می‌کنند.

تصور غلط غرب در دهه‌های گذشته این بود که پیشرفت تکنولوژی می‌تواند اهمیت جغرافیا را کمرنگ کند. اما نظم جدید ایرانی نشان داد که جغرافیا همچنان قابل «تقدیر» است. تلاش‌ها برای ایجاد خط لوله‌های جایگزین در عربستان یا امارات، تنها بخش کوچکی از نیاز بازار را پوشش می‌دهد و از آن مهم‌تر، امنیت خودِ این زیرساخت‌ها نیز اکنون در شعاع عملیاتی و اشراف اطلاعاتی ایران قرار دارد.

این اشراف اطلاعاتی به معنای یک «حق وتوی ژئوپولیتیک» است؛ وضعیتی که در آن ایران تعیین می‌کند کدام قدرت یا کدام محموله حق عبور از این پهنه آبی را دارد و کدام ندارد.

نظم جدید ایرانی، پایانی بر دوران «امنیت در برابر نفت» است. کشورهای منطقه با درکی واقع‌گرایانه دریافتند که چتر حمایتی آمریکا دیگر قادر به تضمین امنیت جریان انرژی نیست. این فرسایش هژمونی، بدون نیاز به جنگی فراگیر، هزینه‌های حضور آمریکا در منطقه را به شدت افزایش داده و پایتخت‌های منطقه را به سمت پذیرش واقعیتِ قدرت تهران سوق داده است.

نظم جدید ایرانی یعنی عبور از مرحله «تلاش برای موازنه» و ورود به مرحله «تعیین قواعد بازی».
در این نظم:

ایران تعیین می‌کند اصولا کدام کشور می‌تواند در این جغرافیا حضور موثر داشته باشد.

مجوز عبور یا توقف جریان ثروت و انرژی جهانی در دست قدرت منطقه‌ای است.

امنیت، دیگر یک کالای وارداتی از غرب نیست، بلکه محصولی است که باید با تهران بر سر آن توافق شود.


«نظم جدید ایرانی» یک ادعا نیست؛ یک واقعیتِ جغرافیایی و نظامی است که جایگزینی برای آن وجود ندارد. جهانِ پیش‌رو چاره‌ای جز انطباق با این واقعیت ندارد. چه در واشینگتن و چه در تل‌آویو، همه باید به این حقیقت عادت کنند که از این پس، نقشه راه منطقه را تهران ترسیم می‌کند. این نظمی است که در آن، صلح یا تلاطم در اقتصاد جهانی، مستقیماً با احترام به منافع و حاکمیت ملی ایران گره خورده است.
منبع :  ایران تلکس
نویسنده : سیدمهدی نورانی
https://www.irantelex.ir/fa/analysis/10246/
نام شما
آدرس ايميل شما

پربیننده‌ترین