يکشنبه 10 خرداد 1405 - 14:07
کد مطلب : 10664
سیاست فعلی آمریکا در قبال ایران:

فشار حداکثری همراه با مذاکره کنترل‌شده

ایران تلکس: چرا ایالات متحده در قبال ایران، هم‌زمان از اهرم "فشار حداکثری" استفاده می‌کند و در عین حال مسیر "مذاکره" را باز نگه می‌دارد؟ در دهه‌های گذشته، روابط تهران و واشنگتن همواره در میان دو قطب تقابل و دیپلماسی در نوسان بوده است. با تغییر معادلات قدرت در خاورمیانه، افزایش هزینه‌های تقابل نظامی و چرخش اولویت‌های استراتژیک آمریکا به سمت رقابت با قدرت‌های جهانی، راهبرد واشنگتن در قبال تهران ابعاد پیچیده‌تری به خود گرفته است؛ راهبردی مبتنی بر "مهار هوشمند" که نشان می‌دهد چگونه تحریم و دیپلماسی، نه دو مسیر متناقض، بلکه دو بال یک استراتژی واحد برای مدیریت رفتار ایران هستند.
فشار حداکثری همراه با مذاکره کنترل‌شده
روابط ایران و آمریکا طی چهار دهه گذشته یکی از پیچیده‌ترین و پرتنش‌ترین روابط در نظام بین‌الملل بوده است. این رابطه همواره میان دو قطب «تقابل» و «مذاکره» در نوسان بوده و هیچ‌گاه به سمت عادی‌سازی کامل حرکت نکرده است. 

یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در تحلیل سیاست آمریکا، مسئله «تغییر نظام» است. شکی نیست که هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی تغییر نظام در ایران است و هرگز از آن کوتاه نخواهند آمد.

در واقع، پرسش اصلی این نیست که آمریکا چه چیزی را ترجیح می‌دهد، بلکه این است که برای رسیدن به آن حاضر است چه هزینه‌ای بپردازد. پاسخ این پرسش را باید در محاسبه هزینه‌ها و منافع جست‌وجو کرد.

برخلاف برخی کشورهای منطقه، ایران دارای ظرفیت‌های نظامی، موشکی و منطقه‌ای قابل توجهی است که می‌تواند هرگونه درگیری را به یک بحران گسترده منطقه‌ای تبدیل کند. 

علاوه بر این، جنگ احتمالی می‌تواند امنیت انرژی جهان، بازار نفت، امنیت متحدان آمریکا و حتی اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

در سال‌های اخیر، رقابت فزاینده آمریکا با چین و تداوم تنش‌ها با روسیه نیز موجب شده است که خاورمیانه دیگر تنها اولویت راهبردی واشنگتن نباشد. در چنین شرایطی، ورود به یک جنگ بلند مدت جدید می‌تواند منابع و تمرکز آمریکا را از رقابت‌های بزرگ‌تر جهانی منحرف کند.

اما رهبری حکیمانه امام شهیدمان و ایستادگی مردم بر محور ولایت فقیه و توان دفاعی ایران و نقش جبهه مقاومت در منطقه، موجب ناکامی برنامه تغییر نظام در ایران شده است. 

به همین دلیل، بسیاری از تصمیم‌گیران آمریکایی ترجیح می‌دهند به جای ورود به پروژه‌های پرهزینه تغییر نظام، از ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی برای محدود کردن قدرت و نفوذ ایران استفاده کنند.

به نظر می رسد در حال حاضر که سیاست تغییر نظام در ایران با شکست مواجه شده است، سیاست کنونی آمریکا در قبال ایران راهبرد «مهار هوشمند» است؛ راهبردی که بر ترکیب فشار حداکثری و مذاکره کنترل‌شده استوار است. واشنگتن از یک سو می‌کوشد توان اقتصادی، هسته‌ای و منطقه‌ای ایران را محدود کند و از سوی دیگر تلاش دارد از طریق مذاکره، بحران را در سطحی قابل مدیریت نگه دارد.

سیاست فشار حداکثری نخستین بار در دوره نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ به شکل گسترده اجرا شد و در سال ۲۰۲۵ نیز بار دیگر احیا گردید. این سیاست بر چند محور اصلی استوار است:

•    کاهش درآمدهای نفتی ایران؛
•    تشدید تحریم‌های مالی و بانکی؛
•    محدودسازی شبکه‌های اقتصادی مرتبط با ایران؛
•    مهار برنامه هسته‌ای و موشکی؛
•    محدود کردن نفوذ منطقه‌ای تهران.

نکته مهم در سیاست آمریکا آن است که فشار حداکثری هرگز به معنای بستن کامل مسیر دیپلماسی نبوده است. حتی در دوره‌هایی که شدیدترین تحریم‌ها علیه ایران اعمال شده‌اند، واشنگتن همزمان از آمادگی برای مذاکره نیز سخن گفته است.

این رفتار در ظاهر متناقض به نظر می‌رسد، اما در واقع بخشی از یک راهبرد واحد است. آمریکا تلاش می‌کند از طریق فشار اقتصادی و سیاسی، هزینه‌های ادامه وضعیت موجود را برای ایران افزایش دهد و سپس از مسیر مذاکره امتیازاتی در حوزه هسته‌ای، منطقه‌ای یا امنیتی به دست آورد.

مذاکره در نگاه واشنگتن نه جایگزین فشار، بلکه مکمل آن است. هدف اصلی آمریکا از مذاکره، مدیریت بحران و کنترل رفتار ایران است، نه لزوماً ایجاد یک رابطه دوستانه یا پایان کامل اختلافات.

بنابراین، فهم سیاست آمریکا تنها با تکیه بر مفاهیمی مانند «دشمنی» یا «مذاکره» ممکن نیست. واقعیت آن است که واشنگتن هر دو ابزار را به طور همزمان به کار می‌گیرد؛ فشاری که قرار است زمینه‌ساز مذاکره باشد و مذاکره‌ای که قرار است نتایج فشار را تثبیت کند.
 
منبع :  ایران تلکس
نویسنده : سیدمهدی نورانی
https://www.irantelex.ir/fa/analysis/10664/
نام شما
آدرس ايميل شما

پربیننده‌ترین